تبليغاتX
سکوت

سکوت

عجب از انسان ...

آلبر کامو می گفت :‌

من هم مدام می گويم که اين جهان دارای هيچ نيروی مافوق کليت خود نيست . ولی می دانم که در اين جهان چيزی هست که معنی می دهد . ( انسان !)‌ او تنها موجودی است که تقاضای مفهومی برای وجود خود دارد . جهان شامل و مجموعه حقيقت انسان است .

اما من می گويم‌ :‌کامو خيلی تلاش کرد تا انسان را بشناسد . گمان هم کرد شناخت و حاصل شناختش جمله بالا شد .

شايد اگر کامو در آن حادثه ناگهانی تصادف جانش را از دست نمی داد می فهميد موجودی به نام انسان که اين چنين تقاضای مفهومی برای وجود خود دارد . حتما صاحبی دارد که به او مفهومی بخشيده !‌ به او و به بودنش .

اين صاحب همان نيروی مافوق کليت جهان است .

خدايا کامو وجود تو را منکر شد و رفت و من همچنان می انديشم که چگونه انسان می تواند بی شرمانه وجود تو را منکر شود!

عجب از تو که بی شرمی اش را می بينی و مهربانی می کنی و عجب از او که مهربانی ات را می بيند و بی شرمی می کند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 9:15  توسط ستایش  |