تبليغاتX
سکوت

سکوت

سنگسار ثریا

 

 نام فیلمی به کارگردانی  سیرون نورسته محصول ۲۰۰۸ آمریکا است. این فیلم بر پایه کتابی به همین نام (۱۹۹۴) نوشته فریدون صاحب جم ساخته شده و ماجرای آن در سال ۱۹۸۶ و در راستای نقض حقوق  بشر در ایران اتفاق می‌افتد. +

خلاصه داستان :

داستان فيلم درباره سفر يک روزنامه‌نگار فرانسوي به دهکده دورافتاده‌اي در جنوب غربي ايران است. وي در آنجا با زني به نام زهرا آشنا مي‌شود که خواهرزاده اش را روز قبل به جرم زنا سنگسار کرده‌اند. وقتي اين روزنامه‌نگار ضبط صوتش را روشن مي‌کند، فيلم به فلاش‌بک مي‌رود و از زبان زهرا ماجراي سنگسار ثريا روايت مي‌شود.

قربانعلي شوهر ثريا قصد دارد که با دختري 14 ساله ازدواج کند اما وضع مالي‌ او چندان رضايت‌بخش نيست که خرج دو خانواده را متحمل شود، بخاطر همين تصميم مي‌گيرد که ثريا را طلاق دهد! در مقابل، ثريا هم که با داشتن 4 فرزند نگران مخارج زندگي‌اش است با قربانعلي مخالفت مي‌کند. قربانعلي براي رها شدن از اين مشکل بزرگ چاره‌اي مي‌انديشد: پناه بردن به روحاني روستا و کمک خواستن از او براي تهمت زدن به ثريا و در نهايت محکوم کردن او به سنگسار! تنها بخاطر اينکه از شر همسر اولش راحت شود و اينکه بخواهد آزادانه با دختري ديگر ازدواج کند!

با پايان يافتن داستان زندگي ثريا، داستان فرار روزنامه‌نگار فرانسوي از ايران در زمان حال ادامه مي‌يابد. او قصد دارد نواري را که ضبط کرده به عنوان سندي عليه نقض حقوق بشر در ايران و سرکوب زنان ايراني در غرب منتشر کند

 

این فیلم پر است از اشکالات ریز و درشت فنی . بیشتر از همه مشکلات فیلمنامه توی ذوق می زند .

فیلم کاملا مغرضانه ساخته شده .

تمام نمادهای اسلامی مثل اذان ، شعارهای " الله اکبر " " لا اله الا الله " " محمد رسول الله "  و نمادهای ایرانی اسلامی مثل عکس امام خمینی جا به جای فیلم به کار گرفته شده اما همه  برای خراب کردن این مفاهیم و نمادها !

به عنوان مثال :

ثریا که در خانه هاشم کلفتی می کند چرخ خیاطی رابر می دارد و به دست او می دهد، دست هاشم موقع گرفتن چرخ خیاطی به دست ثریا برخورد می کند. شوهر ثریا این صحنه را از دور می بیند، او که می خواهد از دست ثریا خلاص شود همان لحظه نقشه شومی از ذهنش می گذرد. صحنه کات می خورد به غروب آفتاب و صدای اذان. روستا در تاریکی سنگینی فرو می رود. صحنه کات می خورد به عکس امام خمینی که از بالا ناظر وقایع روستاست. "کوهپایه" نام روستاییست که با هر بارشی سیلاب آن را از بنیان خواهد کند.

یکی از اشکالات بارز فیلم صدور حکم سنگسار برای ثریاست که به مسخرگی هر چه تمام تر این حکم توسط روحانی و کدخدای ده صادر و اجرا می شود !

نوع سنگسار توي اين فيلم مخالف حکم اسلام بوده«بنا به5 دليل زيل» و اينگونه سنگسار در زمان اعراب زمان جاهليت رواج داشته که بعداز بعثت پيامبر و آمدن اسلام ، پيامبر اين کار رو مخالف اسلام معرفي کرد در صورتي که توي اين فيلم اين عمل به اسم اسلام وحضرت محمد تموم شد.

۱ ـ سنگسار در اسلامی به سادگی ثابت نمی شود ، چهار مرد بالغ باید شهادت دهند و همه شهادت دهندگان باید در یک مکان و در یک زمان مشخص مجرم را حین ارتکاب گناه رویت کرده باشند ، اگر یکی از شاهدین شهادت اشتباه بدهد ، مجازات دارد .  ( در فیلم به شهادت شفاهی دو مرد اکتفا می شود )

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصنَاتِ ثمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لهُمْ شهَادَةً أَبَداً وَ أُولَئک هُمُ الْفَاسِقُونَون  ( سوره نور آیه 4 )

کسانى که زنان پاکدامن را متهم مى کنند سپس چهار شاهد (بر ادعاى خود) نمى‌آورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید، و شهادتشان را هرگز نپذیرید، و آنها فاسقانند.

۲- مدرکي که براي حکم سنگسار نياز است بايد مستند و حقيقي باشد نه اين که به شهادت دونفر اکتفا کرد

۳ ـ  ا شخص باید 4 بار اقرار کند و بگوید من زنا کردم و مفهوم زنا را بداند و بگوید می‌دانستم این کار حرام است اما آن را انجام دادم. ( فیلم دقیقا عکس این ماجراست )

۳- هنگامي که شخصي محکوم به سنگسار ميشود بايد او را در گودالي گذاشت که شخص جاي تکان خوردن داشته باشد نه اينکه تمام بدن او زير خاک باشد که نتواند تکان بخورد زيرا اون مقدار آزادي براي تکان خوردن به آن خاطر است که فرد بتواند از گودال بيرون بيايد و اگر بتواند بيرون بيايد جان خود را نجات داده است و از اعدام بخشيده ميشود.

۴- سنگهايي که استفاده ميشود بايد در اندازه کوچک باشند نه اينکه از پاره آجر استفاده شود.

۵- افرادي که حق پرتاب سنگرو دارند مشخص شده هستند و هرکسي حق پرتاب سنگ رو ندارد.

۶- مقدار سنگهاي پرتاب شده مشخص هستند اگر با آن تعداد سنگ فرد هنوز زنده باشد ديگر هيچکس حق پرتاب سنگ رو ندارد.

حالا خودتان قضاوت کنيد حکم اسلام واقعي با اسلامي که اين فيلم به تصوير کشيده است ، به نظر شما کساني که از واقعيت دور هستند با ديدن اين فيلم از مسلمانها چه تصوري دارند؟؟!!

نویسنده ای در وبلاگش نوشته بود به شجاعت کسانی که این فیلم را می بینند و باز هم با یک ایرانی در یک خانه تنها می مانند ، آفرین می گویم !!!

فیلم موهن سنگسار ثریا

جشنواره تورنتو فیلم سنگسار ثریا را به نمایش گذاشت

نگاهی به فیلم سنگسار ثریا

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 13:31  توسط ستایش  | 

دلشکسته

فیلم دلشکسته را در حالی که دلمان به شدت شکسته تشریف داشت دیدیم ، داستان یک پسر مذهبی که از قضا بچه شهید هم بود ، تازه دانشجو هم بود و نقشش را یک عدد شهاب حسینی بازی می کرد و هم کلاسیش یک دختر نه چندان خشکل ، شیطان و از قضاتر دختر تک یه خانواده ی پولدار بی دین و خلاصه از این نسل سومی های ورپریده که به زمین و زمان فحش می دهند و دلشان می خواهد هر کار می خواهند ، بکنند و اگر کسی بهشان گفت عزیزم کمی آرام تر ، فدات شم یه کم موقر تر ، آن وقت است که دادشان برای از بین رفتن آزادی در این مملکت و چه و چه به آسمان است . بگذریم …
داستان از آنجا شروع می شود که این خانم و آقا همکلاسی هستند و ظاهرا که همیشه روزگار بر سر اعتقاداتشان توی کلاسهای مختلف با هم بحث دارند و هیج وقت هم به نتیجه مشترک نمی رسند …
حالا استاد فلسفه شان که دوست پدر شهید ” امیر علی ” هم هست ( هیشکی هم نمی دونه ) دو تا دوتا بچه های کلاس را صدا می زند که با هم پایان نامه بنویسند واصلا هم نظرش عوض نمی شود که جای آدمهاا را توی گروههای دونفره شان تغییر بدهد و همینه که هست ، و خب تابلو هست برای شما خواننده ی باهوش و یک پا نویسنده و کارگردان که ” امیر علی ” و همین دختره ورپریده که اسمش ” نفس ” هست رو میگذارد توی یک گروه و خلاصه اینهاا با جز و ولز و نک وناله  مجبور می شوند که بروند سر تحویل پروژه و خب بازهم شما خواننده باهوش می دانید که اگر ته ماجرا عاشق هم نشوند و دختره مذهبی نشود و بابای دختره یک عالمه پدر پسره را نسوزاند تا دخترش را بهش بدهد  ، باید به سلامتی کارگردان فیلم و به ایرانی بودنش شک کرد …
بگذریم ؛ فیلم به یک بار دیدنش می ارزد ..
اما …

شخصیت اغراق شده ی ” امیر علی ” که مثلا مذهبیست و بچه ی شهید به شدت توی ذوق می زند ، تا جایی که ما که دور از جون همگی از همین ایل و تباریم ، قاه قاه می خندیدیم که اگر ما بخواهیم مثل این رفتار کنیم ، چه خواهد شد …
امیر علی ماجرا همیشه ی خدا که یک لباس یقه آخوندی سفید تنش هست و انگار نه انگار که مذهبی ها هم دل دارند و لباسهای دیگری هم می پوشند ، تسبیحش که نگو نپرس ، توی جلسه خواستگاری هم حاضر نیست کنارش بگذارد و صحبت کردنش که یک پا کمدی تمام عیار است ، فکر کنید انگار که خط اول جبهه باشد توی جمع دوستانه اشان رفیق فابریکش را ” اخوی ” صدا می زند و بقیه هم یا ” حاجی ” هستند یا ” سید “
همه دخترهای کلاسشان را هم ” خواهر ” صدا می زند ….

یکی پیدا نشد بعد از سی سال یک فیلمی بسازد که مذهبیش مثل آدم؛ مذهبی باشد و غیر مذهبی اش چهار کلوم حرف حساب سرش بشود و خل و چل نباشد …

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 12:8  توسط ستایش  |