مرده بدم زند شدم ...
نمي دانم چند رمضان ديگر قرار است ، دلم را كف دستم بگيرم ...
رو به آسمان ...
گردنم را كج كنم و بگويم :
خدا !!
مُرده ... خيلي وقت است كه مُرده !
مي شود به يمن اين روزهاي رحمت زنده اش كني ؟!
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 23:3  توسط ستایش
|
