غم پروری
کشف کرده ام که ما ایرانی ها یک " ژن " منحصر بفرد داریم ، ژن " غم پروری " !!
بله دقیقا غم پروری !به سختی از قید غم هایمان رها می شویم . آنها را مثل یک گنجینه ی گرانبها چسبیده ایم و ول کن نیستیم . وقتی عزیزی را از دست میدهیم ماهها و بلکه سالها افسرده و غمگینیم و زندگی و زیبائیهایش را پس می زنیم .وقتی شکست عشقی می خوریم تا سالها اشک می ریزیم و غصه می خوریم و خلاصه رها نمی شویم !
" بیری " یکی از شخصیتهای سریال " زنان سرسخت " وقتی که همسرش " رکس " می میرد ، بعد از یک هفته با " جرج " داروسازش قرار می گذارد و هنوز " دو هفته " تمام نشده به روان پزشکش مراجعه می کند که چرا نمی تواند از قید " رکس " رها شود . فقط دو هفته !!
نمی گویم آنها کار درستند تا بر بی عاطفگی شان صحه بگذارم ! اما انگار ما ایرانی ها هم کمی طول مدت غم داشتنمان زیاد است ، آنقدر که خیلی چیزها را از دست میدهیم